گوش کن! با لب خاموش سخن می گویم!


Send to Balatarin Share on FaceBook

نشود، فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر، نامه رسان من و توست

گوش کن! با لب خاموش سخن می گویم؛
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید،
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید،
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

این همه قصّه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل،
هر کجا نامه عشق است، نشان من و توست

سایه! ز آتشکده ماست فروغ مه و مهر،
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

ارسال دیدگاه

اعداد عکس سمت چپ را اینجا تايپ کنيد

کردستان دات کام



اگر تو روی نيمکتی
این سوی دنيا
تنها نشسته ای
و همه آن چه نداری کسی ست

آن سوی دنيا
روی نيمکتی ديگر
کسی نشسته است
که همه آن چه ندارد
تويی

نيمکت های دنيا را بد چيده اند...






یافتن مطالب :