حریفا، میزبانا
میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.
تگرگی نیست!
مرگی نیست!
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است!
من امشب آمدستم وام بگذارم.
حسابت را کنار جام بگذارم.
چه میگویی؟؟
که بیگه شد،
سحر شد،
بامداد آمد…
م. امید
کردستان دات کام
اگر تو روی نيمکتی
این سوی دنيا
تنها نشسته ای
و همه آن چه نداری کسی ست
آن سوی دنيا
روی نيمکتی ديگر
کسی نشسته است
که همه آن چه ندارد
تويی