آی غربت…

آی غربت خانه ات ویران شود
نام تو نفرین شبگیران شود
آی غربت تب بگیری مثل من
از عطش هر شب بمیری مثل من
آی غربت واژه تو مبهم است
هر چه از زخم تو می گویم کم است
آی غربت، تو دلم را خورده ای
مثل آل آیینه ام را برده ای
کاش یک شب کوه ها طغیان کنند
جاده های دور را ویران کنند