That which does not kill me can only make me stronger
جمعه, بهمن ۳۰م, ۱۳۸۸That which does not kill me can only make me stronger
and I don’t see why everybody feel as though
that they gotta tell me how to live my life
Let me live man, let me live

تمام ناتمام من با تو تمام می شود.
That which does not kill me can only make me stronger
and I don’t see why everybody feel as though
that they gotta tell me how to live my life
Let me live man, let me live

بعضی وقتا مشکلات کوچیکی تو زندگی پیش میاد که مهم نیست چقدر خوب و سرحال باشی،
به هر حال با همه کوچیکیشون حال تو میگیرن!
امروز صبح یکی از اون روزا بود.
تنها راهش اینه که که بگی به درک و ردشی!
به قول معروف: خوشبختی فاصله بین دوتا بدبختی تو زندگیه!
What you did was put on another pair of shoes
and they just happened to be too big
What you did was stupid, real f%$#*ng stupid
Well shorty I gave you a chance and what did you do?
Threw it back in my f%$#in face so F%$# YOU TOO!
Go about your business, do what you gonna do
Be what you gonna be, I wash my hands, I’m through
I can forgive I just can’t forget
You’re on your own little man don’t ask me for sh*t
If you paid attention to what I taught you then you good
If I see you again, GET IT, understood
چشم شیطون کر توپ توپم، این مال و منال مفتی همچین هلو برو تو گلو گیر نیومد. حاصل یک عمر جوب گردیه، آقامون ظروفچی بود خودمون شدیم جوب چی، آقا مجید ظروفچی جوب چی!
میخ زنگ زده، زنجیر زنگ زده، تارزان زنگ زده، ساعت زنگ زده، حواستو جمع کن! ساعت زنگ زده دیگه زنگ نمیزنه چون زنگاشو زده.

دلم تنگ است!
دلم می سوزد از باغی که می سوزد!
نه دیداری،
نه بیداری،
نه دستی از سر یاری!
مرا آشفته می دارد چنین آشفته بازاری…
ترانه: پرویز وکیلی
آهنگ و صدا: عباس مهرپویا
حدیث عشق من و تو ، حدیث عشق بهاری
به من چه میرسد ای دوست از این همه غم و زاری
تو از قبیلهی لبخند، من از قبیله اندوه
فضای فاصله صد آه، فضای فاصله صد کوه
تو از قبیلهی لیلی من از قبیله مجنون
تو از سپیده و نوری، من از شقایق پرخون
تو از قبیلهی دریا، من از نژاد کویرم
همیشه تشنه و غمگین، همیشه بی تو اسیرم
گاه گاهی که دفتر گذشتتو ورق می زنی
چیزایی می بینی که دهنت وا می مونه
امروز که داشتم تو سر رسید قدیمیم می گشتم یه نوشته پیدا کردم
ماله حدود دوازده سیزده سال پیش
که روز قبل تولدم نوشته بودم
خدایی دهه شصت و جنگ و بمباران بد تأثیری رو نوجوانیه ما گذاشت
اکثر نوشته های اون زمانم در باره جنگ و دشمن و نا امیدیه
به هر حال
از اونجا که فردا روز تولدمه بد ندیدم اینجا پست کنم
یه جورایی خنده داره که چیزی رو که دوازده سال پیش تو همین روز نوشتم
امروز رو اینترنت پست می کنم
این شما و این هم من شاعر وقتی هیفده سالم بود:
از دوازدهمین سنگر بهمن پنجاه و نه
پای به جبهه زندگی گذاشتم
جبهه سرب و دود و آهن
با دشمنانی تا بن دندان مسلح
دشمنانی با کوله باری از مکر و حیله
و من
تنهای تنها
مسلح به سلاحی از غرور و کینه
تا به سنگرهای آینده
نوامیدوارانه بنگرم
و هم زمان با آمدنم
یک نفر فریاد زد: “سلام غریبه!”

از پنجره خانه دوری در ماه
بر قرص زمین زنی گشودست نگاه
من خیره به سایه های سرد مهتاب
او خیره به هاله زمین، چشم به راه

Let me tell you something you already know. The world ain’t all sunshine and rainbows. It’s a very mean and nasty place and I don’t care how tough you are it will beat you to your knees and keep you there permanently if you let it. You, me, or nobody is gonna hit as hard as life. But it ain’t about how hard ya hit. It’s about how hard you can get hit and keep moving forward. How much you can take and keep moving forward. That’s how winning is done! Now if you know what you’re worth then go out and get what you’re worth. But ya gotta be willing to take the hits, and not pointing fingers saying you ain’t where you wanna be because of him, or her, or anybody! Cowards do that and that ain’t you

تاک
در یک صبح غمناک
چیدن انگور چشمانت
نه به کلام
به صبری بیست و نه ساله
به شعری ناتمام!
ریبوار
بیست و هفت ژانویه دوهزار و ده

حریفا، میزبانا
میهمان سال و ماهت پشت در چون موج می لرزد.
تگرگی نیست!
مرگی نیست!
صدایی گر شنیدی صحبت سرما و دندان است!
من امشب آمدستم وام بگذارم.
حسابت را کنار جام بگذارم.
چه میگویی؟؟
که بیگه شد،
سحر شد،
بامداد آمد…
م. امید

آی غربت خانه ات ویران شود
نام تو نفرین شبگیران شود
آی غربت تب بگیری مثل من
از عطش هر شب بمیری مثل من
آی غربت واژه تو مبهم است
هر چه از زخم تو می گویم کم است
آی غربت، تو دلم را خورده ای
مثل آل آیینه ام را برده ای
کاش یک شب کوه ها طغیان کنند
جاده های دور را ویران کنند