آب، بابا، یک، دو، سه…

پنجشنبه, مهر ۳۰م, ۱۳۸۸

پدر

وقتی همه شیرهای آب خشکن و به عنوان تنها راه چاره بطری آب رو از ماشین بر میدارم که سنگ قبر بابا رو باهاش بشورم، معنی “آب، بابا، یک، دو، سه…” زمین تا آسمون با اون چیزی که بچگی ها تو ذهنم بود واسم فرق می کنه…

ایرانی!

چهارشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۸

دامن هایی که بر حسب «اتفاق» اونقدر کوتاهه که شورت صاحبشو میشه دید٬ مردایی که توی مشروب فروشی با خرید ۸ بطری Absolute به خواهر خودشون تجاوز می‌کنند و آدم‌هایی که با یه ماشین اجاره ای برای استفاده از خدمات روسپی‌های بولوار لاس وگاس ۵۰۰ دلار پرداخت می‌کنند پاسدار و نماینده‌ی فرهنگ غنی ما در خارج از کشور به خصوص آمریکا هستند.

من؟ من؟! من به لذت تماشا کردن اکتفا کردم کثافت!

ارثیه

چهارشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۸

به عنوان یه بچه‌ی ۶ ساله از پدرم خیلی کتک خوردم. یا من یه بچه‌ی مشکل دار‌ بودم یا اینکه معیار‌های بچه خوب بودن خیلی غیر قابل دسترس بودند یا اینکه اون تجربیاتی که از پدرش به ارث برده بود به من انتقال داد تا من بتوونم به بچم انتقال بدم تا اوون بتونه به بچش انتقال بده…

Albert Einstein

چهارشنبه, مهر ۲۹م, ۱۳۸۸

You see, wire telegraph is a kind of a very, very long cat. You pull his tail in New York and his head is meowing in Los Angeles. Do you understand this? And radio operates exactly the same way: you send signals here, they receive them there. The only difference is that there is no cat

هیبت بفرما پنیر!

سه شنبه, مهر ۲۱م, ۱۳۸۸

Iran Funny Names

مرگ من

یکشنبه, مهر ۱۹م, ۱۳۸۸

با شمع های صبحگاهی
به خواب می روم.

مرگ را
چون ملحفه ای سپید،
به رویم می کشند.

روی تمام پرچین ها
کلاغ می نشیند.

تو می آیی،
ساعت های از کار افتاده زنگ می زنند،
امّا من
بیدار نمی شوم!

بهمن
آبان ۱۳۸۰

اشنو ویژه

جمعه, مهر ۱۷م, ۱۳۸۸

یک روز بارانی

پنجشنبه, مهر ۲م, ۱۳۸۸

کردستان دات کام



اگر تو روی نيمکتی
این سوی دنيا
تنها نشسته ای
و همه آن چه نداری کسی ست

آن سوی دنيا
روی نيمکتی ديگر
کسی نشسته است
که همه آن چه ندارد
تويی

نيمکت های دنيا را بد چيده اند...






یافتن مطالب :